دست و پایم را ببندید خمسم را بدهید!

دست و پایم را ببندید خمس را بدهید علي عليه‌السلام کار و تلاش مي‌کرد و چون به بار مي‌نشست آن را به فقرا مي‌بخشيد؛ اما ما معمولا وقتي زاهد و قانع مي‌شويم که کاري از دستمان برنيايد يا از روي تنبلي حال و حوصله‌اش را نداشته باشيم. بايد مراقب باشيم که خودمان را فريب ندهيم. چون از ويژگي‌هاي انسان اين است که حتي خودش را فريب مي‌دهد. ابتدا ممکن است متوجه حقيقت باشد، اما خودش را به غفلت مي‌زند و کم‌کم‌ باورش مي‌شود. پس فعاليت و کار و توليد وظيفه‌اي است که خدا از انسان خواسته است و بايد انجام دهد، اما زهد و قناعت به دل انسان مربوط مي‌شود. انسان نبايد دل‌بستگي به دنيا پيدا کند. آن‌جا که وظيفه دارد بايد بتواند مال خود را به راحتي ببخشد. براي دادن خمس لازم نباشد مثل آن شخص سفارش کند: دست و پاي مرا ببنديد و خمس مالم را پرداخت کنيد! آنچه مهم است دل‌بسته نبودن به دنيا و لذت‌هاي دنياست.

شما اینجا هستید: خانه خمس داستان های خمس دست و پایم را ببندید خمسم را بدهید!